عمومی

آبلشکر : نوروز 1392

باسلام خدمت همه ی خوانندگان وب سایت

امیدوارم تعطیلات و نوروز 1392را به خوبی پشت سر گذاشته باشید ودر این ایام لحظه ها و خاطرات بیاد ماندنی و پرنشاطی رو تجربه کرده باشید و از دید و بازدید و صله ی ارحام و دیدن دوستان تا سفرهای ایران گردی و شاید هم برون مرزی خلاصه به همه ی شما خوش گذشته باشد.

همچنین سالی سرشار از نور امید و موفقیت در تمام عرصه های زندگی را برای تک تک شما مسالت دارم.

واما خاطرات نوروز امسال ما: ادامه مطلب »

السلام علیک یا ابا عبدالله

باز این چه شورش است که در خلق ادم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

سلام دوستان .ایام دهه محرم امسال را مثل سنوات گذشته به روستای ابلشکر علیا در حدود 20 کیلومتری شهرستان باغملک از استان خوزستان رفته و به امر تبلیغ و عزاداری نهضت عاشورا مشغول بودم که عکس های ان را برایتان ضمیمه خواهم کرد. ادامه مطلب »

مهمانی که خودش را سرکار گذاشته بود

سلام دوستان مدتی بود که سوژه جدیدی که خوندنش براتون جالب باشه پیدا نکرده بودم و دیگه اینکه واقعا فرصتش رو هم نداشتم. تا اینکه امروز سر صبحانه یه مطلب جدید حادث شد که کلی اول صبحی همه خندیدیم و من حیفم اومد براتون نقلش نکنم. ادامه مطلب »

pasokhe hazrate emam (rh) rajebe sigar

تأثير يك تذكر

            در نجف من يك وقتي سيگار مي‌كشيدم و در اواخر حس كردم كه برايم مضر است يعني طوري بود كه سرفه زيادي مي‌كردم. تنگي نفس و سرگيجه هم داشتم. چون امام در رساله‌شان فرموده‌اند كه هرچه مضر باشد استعمال آن جائز نيست، مي‌خواستم از ايشان سؤال كنم كه آيا اين سيگار جزء همان مسئله است يا نه. از حرم كه بيرون آمديم عرض كردم آقا اين سيگار كشيدن ضرر دارد؟ امام نفرمودند ضرر دارد يا ندارد بلكه حكايتي را براي من فرمودند كه مرحوم ميرزاي شيرازي پيپ مي‌كشيد كسي خدمت ايشان رفته وديده بود كه دور تا دور منقلشان را پيپ چيده است آن شخص به مرحوم ميرزاي شيرازي عرض كرده بود اينها ضرر ندارد؟ آقا فرموده بودند، احتمال ضرر مي‌دهي؟ گفته بود بله، فرمود جمع كن. همان شب اين كلام امام چنان در من تأثير كرد كه ديگر سيگار نكشيدم و كسالت‌هايي هم كه داشتم مرتفع شد.

حجت السلام والمسلمين عبدالعلي قرهي

By: s.davoodi

رمضان ای ماه خوب خدا یادت بخیر

یادش بخیر ماه رمضان امسال هم مثل ماه رمضانهای سال پیش سپری شد و رفت. خوشا بحال انهایی که توانستند از این دریای رحمت الهی استفاده ببرن.

امیدوارم طاعات و عباداتتون مورد قبول خدای رحمن و رحیم قرار گرفته باشه و زمینه ای برای توفیق عبادت بیشتر رو برامون در پی داشته باشه.انشاله.

یادتونه اولین سحری که بیدار شدید چه حس و حالی داشتید؟اونایی که شاید با بی میلی و ترس از اینکه وای حالا کی تموم میشه و اونهایی که مشتاقانه به استقبالش رفتن.

همه یه جورایی در فکر ختم قران و شرکت در جلسات معنوی و برنامه ریزی برای استراحت و خلاصه چیدن سفره افطاری و امثالهم رو در ذهن داشتیم و کم و بیش بهش عمل میکردیم .

راستی توخاطرتون بیارید چقدر دقیق و منظم کار میکردیم سر یه ساعت معین سحری می خوردیم قبل از اذان مسواک میزدیم وضو میگرفتیم و اگه هنوز وقت بود یه قلپ اب دیگه هم میخوردیم و منتظر اذان میشدیم.

بعد از نماز خیلی هامون یه جزء قران اون روز رو می خوندیم و اگه در گیر مشغله کاری نبودیم چندساعت استراحت رو به هر کار دیگه ای ترجیح می دادیم و یا سرکار برخورد و نگرش دیگه ای داشتیم.

ظهر هم سر وقت اذان نماز می خوندیم . یادتونه در ماه رمضان شاید بیشتر از هر وقت دیگه ای انگار فرصت مطالعه و درکمون از اون چیزهایی که می خونیم زیاد تر بود . احساس می کردیم فکرمون بازتره و بهتر درک میکنیم . حتی لوازم خونه هم سر نظم و انضباط بیشتری چیده می شدن از لوازم شخصی گرفته تا لوازمات  و تنظیف عمومی خونه.

افطاری رو در نظر بیارید چقدر سعی میکردیم سفره چیدمانش قشنگ باشه حتی در لب باز کردن به افطاری هم نظم حاکم بود اول دعا میکردیم بعد خرما و اب جوش و اگه شیر بود شیر

شب تلوزیون نگاه کردن و شب نشینی و خلاصه همه چیز از نظم و دقت خاصی برخوردار بود. قبل از سحر فکر خوندن نماز شب هم ذهن خیلی ها رو به خودش مشغول میکرد و خلاصه دهها چیز دیگه از دعا و ثنا گرفته تا کارهای روز مره.

میگم راستی بیایم فکر کنیم ببینیم ایا واقعا این امور فقط مال ماه رمضونه؟ یا ماه رمضان اغاز یک حرکته که ما رو به بهتر ومنظم تر زندگی کردن سوق بده که وقت 24 ساعته مون رو جوری تنظیم کنیم که به همه ی امور مادی و معنویمون برسیم؟ و ماه مبارک رمضان گل سرسبد این روند باشه در طول زندگی.

بیایید بیشتر فکر کنیم

 

نیش عقرب

نیش عقرب نه از ره کینه است اقتضای طبیعتش این است

سلام دوستان. شب هفتم ماه مبارک رمضان برای افطار منزل یکی از مومنین و بستگان در محل تبلیغ، بعد از صرف افطار و در آستانه رفتن به مسجد متوجه شدم سوزش شدیدی در ناحیه بازوی دست راستم احساس می‌کنم. آستینم را بالا زدم و نگاه کردم ولی زیاد چیزی مشخص نبود. داشتم بی‌خیالش می‌شدم که صاحب خانه اصرار کرد پیراهنت را در بیار، و راستش اینکه سوزش دستم لحظه به لحظه بیشتر می‌شد. خلاصه اینکه فقط به جهت احترام آن پیرمرد سالخورده پیرهنم را در آوردم. وقتی داخل آستین پیراهن را نگاه کردم، دیدم یک عقرب سیاه درون آن تقریبا نزدیک به زیر بغل آستین آنجا خزیده است و این آغاز یک ماجرا شد. اول خانمها که در اتاق دیگری بودند متوجه شدند و بعد از اینکه عقرب را کشتیم  و شاید هم هنوز عقرب بیچاره نمرده بود که این خبر در کل روستا پیچید.

باز هم به اصرار صاحب خانه از رفتن به مسجد منصرف و نماز را در خانه خواندم و برای معالجه راهی شهرستان باغملک شدم.

موبالم بحدی زنگ می‌خورد که فرصت نمی‌داد برای دکتر شرح ماجرا را بدهم. خلاصه دکتر و آزمایشگاه و نتیجه مثبت آزمایش  ما را به زدن آمپول ضد عقرب زدگی مجبور کرد. ضمنا پرستار بیمارستان علاوه بر همکاری زیادی که با اینجانب کرد و جا داره همین‌جا از همه پرسنل بیمارستان تشکر کنم گفت آقاسید باید فردا، هم صبح و بعد الظهر بیای و دو آزمایش دیگر انجام بدهی و این یعنی یک‌روز محرومیت از روزه ماه مبارک رمضان .

اما از آن‌جایی که نیش عقرب نه از ره کینه است و بلکه اقتضای طبیعتش این است، نمی شد از کسی یا چیزی ناراحت شد خلاصه من صبح راهی بیمارستان شدم و بعد به کافی نت امدم و شرح ماجرا را برایتان نوشتم .التماس دعای خیر از همه شما عزیزان را دارم

باتشکر: سید محمود

یا ایها الناس قد اقبل الیکم شهر الله

سلام دوستان

باتوجه به اینکه در استانه ماه مبارک رمضان قرار داریم و من طبعا برای امر تبلیغ از قم خارج و به خوزستان میروم و تقریبا به انترنت خانگی دسترسی ندارم لذا همین حالا با شما خداحافظی میکنم  و ارزوی ماه رمضانی همراه با توفیق عبادت و امرزش برایتان مسئلت دارم و امیدوارم این حقیر سراپا تقصیر را هم از دعای خیرتان فراموش نفرمایید . لذا من تا بعد از ماه مبارک رمضان توفیق خدمتگذاری به شما عزیزان را ندارم و البته مطالبی را جمع اوری میکنم و در شهریور ماه که برگشتم قم برایتان می نویسم .

التماس دعا و خدا نگهدار