عمومی

نیازمند کیست؟

565778998976خداوند بشر را خلق کرده و البته او را به انجام فرائض و عمل به مستحبات امر نموده و از کارهای حرام و مکروه باز داشته است. وقتی با انسان‌های بی‌نماز و یا کاهل نماز وارد بحث می‌شویم، سریعا این حرف را می‌زنند که خداوند چه احتیاجی به نماز ما دارد؟

حال خوب است بیاییم و درباره این سئوال کمی فکر کنیم! که آیا واقعا خداوند به نماز و یا سایر عبادات ما احتیاج دارد؟ آیا عبادات ما باعث اقتدار و قدرتمندی بیشتر خداوند خواهد شد و بر فرض مثال اگر ما نماز و سایر تکالیف را انجام ندهیم، چیزی از هیبت و بزرگی خداوند کم می‌شود؟ برای پاسخ به این سئوالات به سراغ آیاتی از قرآن مجید می‌رویم تا دین‌که با دقت در آن‌ها به پاسخ سئوالات خود برسیم.

خداوند می‌فرماید: «فان الله غنی عن العالمین [عنکبوت/6] خدا از جهانيان سخت بى‌نياز است » پس خداوند غنی است و نیازی به هیچ  چیز و هیچ کس ندارد. چرا که خداوند آفریدگار همه مخلوقات است پس عقل هم حکم می‌کند که خداوند بی‌نیاز از مخلوقات خویش باشد. در آیه‌ای دیگر، خداوند همه انسان‌ها را محتاج به خداوند دانسته و فرموده است: «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله والله هو الغنی الحمید [فاطر/15] اى مردم، شما به خدا نيازمنديد، و خداست كه بى‌نياز ستوده است »

بنابراین نیازمند واقعی ما هستیم و اگر نماز می‌خوانیم و سایر واجبات را انجام می‌دهیم به خاطر برآورده شدن نیاز فطری و سیدن به کمال خودمان است. نماز علاوه بر این‌که نیاز روحی و حس پرستش ما نسبت به پروردگار را به انجام می‌رساند در واقع نوعی شکرگزاری از نعمت‌های خداوند بوده و باعث تکامل روحی انسان در راه رسیدن به قرب الهی خواهد شد و انسان را به بالاترین درجات معنوی خواهد رساند. خداوند با قرار دادن نماز راهی را میان بندگان با خود برقرار نموده تا همه انسان‌ها بتوانند بدون واسطه و به طور مستقیم با او سخن گفته و به آرامش برسند. امید است با انجام آداب صحیح نماز، مسیر رشد و تعالی روحی خودمان را سرعت ببخشیم.

 

اثرات نماز

3333125676از نماز به عنوان پایه و ستون در روایات ما یاد شده و خداوند متعال نیز بر محافظت و مداومت آن آیاتی را در قرآن مجید یادآور شده است که در جلسات قبل به آن‌ها اشاره شد. حال باید ببینیم نمازی که ما می‌خوانیم باید دارای چه شرایطی باشد؟ و ما باید چقدر برای نمازی که می‌خوانیم ارزش قائل باشیم؟

نماز همان‌گونه که قبلا هم بیان شد ارتباط ما با خداوند است و این خود بالاترین ارزش است؛ چرا که ما از این طریق می‌توانیم با خدای خود تکلّم کنیم، دعا کنیم و هر خواسته‌ای داریم با او در میان بذاریم. اگر به معانی آیات سوره حمد توجه کنیم میبینیم که خداوند چگونه به ما یاد داده است که او را بخوانیم و چه چیزهایی را از او بخواهیم. مثلا از او می‌خواهیم که ما را به راه راست هدایت کند . راه کسانی که خداوند به آن‌ها نعمت داده است « صِرَ‌اطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ [حمد/7] راه آنان كه گرامى‌شان داشته‌اى» و همچنین دعا می‌کنیم که خداوند ما را از بدی‌ها پاک و دور بگرداند. و ما را از گمراهان قرار ندهد «غَيْرِ‌ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ [حمد/7] نه [راه‌] مغضوبان، و نه [راه‌] گمراهان»

حال اگر ما نماز را با شرایط درست و با توجه و حضور قلب بخوانیم می‌دانینید چه اثراتی دارد؟ «اُتْلُ مَآ أُوْحِىَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى‏ عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنکَرِ وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ [عنکبوت/45] آنچه را از کتاب (آسمانى قرآن) به تو وحى شده تلاوت کن و نماز را به ‏پادار، که همانا نماز (انسان را) از فحشا و منکر باز مى‏ دارد و البتّه یاد خدا بزرگ‏تر است و خداوند آنچه را انجام مى ‏دهید مى‏ داند.» پس نماز انسان را از بدی‌ها و فحشا و منکرات باز می‌دارد. خداوند دوست نمی‌دارد که ما به سوی کارهای خلاف و زشت برویم و ما برای فاصله گرفتن از زشتی‌ها و پلیدی‌ها باید ارتباط خود را با نماز بیشتر کنیم.

نماز حالت تقوی و پرهیزکاری را در وجود ما تقویت می‌کند. ما هرچه می‌توانیم باید خود را به خداوند نزدیک کنیم در این رابطه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «نّ الصّلاةَ قُربانُ المُؤمِنِ؛ نماز، وسيله تقرب مؤمن به خداست» [1]. راه نزدیک شدن به خداوند تقوی و پرهیزکاری است. تقوی داشتن یعنی این‌که ما بتوانیم کارها و دستوراتی را که خداوند از ما خواسته انجام بدهیم و از کارهایی که خداوند دوست ندارد ما انجام بدهیم، دور باشیم. پس شایسته است به گونه‌ای نماز بخوانیم که این اثرات در نماز ما نمودار باشد و ما با هر بار نماز خواندن یک گام به خداوند نزدیک‌تر شویم.

پی‌نوشت:

[1]. كنزالعمال، ج 7، ص 287، ح 18907.

برای نماز چگونه به ملاقات خدا برویم؟

77709899نماز یکی از فروع دین مبین اسلام است و بر هر مسلمان واجب است که در هر شبانه روز 5 وعده نماز بخواند نماز صبح، نماز ظهر، نماز عصر، نماز مغرب و نماز عشاء.

نماز خواندن دارای شرایطی است که توضیح و تفصیل آن، موضوع این مقاله ما نیست و بعدا انشالله سر فرصت در پست‌های دیگری به آن می‌پردازیم. اما موضوع ما در این مقاله به صورت کلی، چگونگی خواندن نماز است. نماز صحبت کردن با خداوند است یعنی ما در هر شبانه روز 5 نوبت به ملاقات خدا می‌رویم و قرار گفتگو با خداوند و خالق خود را داریم. اگر فرض کنیم ما قرار ملاقات با یک انسان مهم و بزرگی را داشته باشیم چگونه سر قرار می‌رویم؟ چگونه با او صحبت می‌کنیم؟ شکل ظاهری خودمان را چگونه مرتب می‌کنیم؟ قبل از آن که سر قرارمان حاضر شویم چقدر در منزل برای صحبت‌هایی که می‌خواهیم با آن شخص انجام بدهیم وقت می‌گذاریم و تمرین می‌کنیم؟

مسلما هیچ‌کدام از ما نسبت به این سوالات بی‌تفاوت نبوده و به قول خودمان بی‌خیال از کنار آن نمی‌گذریم. یعنی سعی می‌کنیم خودمان را برای آن قرار ملاقات آماده کنیم به این صورت که به ظاهر خودمان بیشتر از قبل می‌رسیم. هنگام حرف زدن بیشتر حواس خودمان را جمع می‌کنیم و از قبل بیشتر درباره آن فکر می‌کنیم و هنگام ملاقات سعی می‌کنیم رعایت ادب را هم داشته باشیم به جوری که آن شخص از ملاقات با ما ناراحت نشده و بلکه از ما خوشش بیاید. و نکته مهم دیگر این‌که سعی می‌کنیم سر ساعت مقرر آن‌جا حاضر باشیم تا بدقول نشویم.

حالا که ما برای به جا آوردن این واجب الهی یعنی خواندن نماز در واقع با خداوند قرار ملاقات داریم باید چگونه باشیم؟ اگر ما کمی معرفت و حضور قلب داشته باشیم می‌بینیم که در این قرار ملاقات باید خیلی بیشتر از پیش رعایت همه چیز را بکنیم. البته خداوند خودش نیز ما را راهنمایی کرده و گفته که چگونه سر قرار با او بیاییم. خداوند در مورد نماز می‌فرماید: «حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى [بقره/238] بر نمازها و نماز میانه مواظبت کنید،» یعنی باید خیلی دقت کنیم که سر وقت حاضر باشیم که این کار می‌تواند رضایت خداوند را برای ما به دنبال داشته باشد. در مورد این‌که با چه لباس‌هایی و چگونه و کجا سر نماز حاضر شویم هم در قرآن به ما یاد داده‌ است که «يَا بَنِي آدَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ [اعراف/31] ای فرزندان آدم ، به هنگام هر عبادت لباس خود بپوشيد»

پس سعی کنیم همان‌طور که خدا به ما یاد داده در مقابلش حاضر شویم. ایتطور حتما خداوند از ما راضی‌تر خواهد بود.

توضیح المسائل تشریحی «نماز»

55456454565نماز یکی از پر شورترین عبادت‌ها برای انسان‌ها است. چرا که بواسطه آن انسان در هر روز پنج نوبت با معبود خود صحبت می‌کند . در واقع نماز گفتگوی میان انسان و خداوند است. اهمیت نماز تا جایی است که در احادیث به عنوان ستون و پایه دین بیان شده است. «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ الصَّلَاةُ عَمُودُ الدِّينِ مَثَلُهَا كَمَثَلِ عَمُودِ الْفُسْطَاطِ إِذَا ثَبَتَ الْعَمُودُ ثَبَتَ الْأَوْتَادُ وَ الْأَطْنَابُ وَ إِذَا مَالَ الْعَمُودُ وَ انْكَسَرَ لَمْ يَثْبُتْ وَتِدٌ وَ لَا طُنُبٌ ؛ امام باقر عليه السلام مي فرمايد نماز ستون دين است مثل آن همانند ستون خيمه است که هرگاه ستون باشد ميخ ها وطنابها ثابت ومحکمند و وقتي که ستون بيفتد وبشکند ديگر ميخ وطنابي پا برجا نيست» و در حدیثی دیگر از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است: «ان الصلاه عمود الدين ان قبلت قبل ما سواها و ان ردت رد ما سواها » نماز ستون دين است و اگر پذيرفته شود, ساير اعمال پذيرفته مي شود و اگر رد شود نيز ساير اعمال در خواهد شد»

طبق این حدیث شریف نماز ملاک سنجش تمامی اعمال انسان به حساب می‌آید به گونه‌ای که اگر نماز انسان در پیش‌گاه خداوند مورد پذیرش و قبول واقع شد، سایر اعمال انسان نیز مورد قبول واقع می‌شود و در صورتی که نماز انسان به گونه‌ای باشد که مورد توجه خداوند واقع نگردد دیگر امیدی به پذیرش سایر اعمال از جانب خداوند وجود ندارد.

خداوند در قرآن مجید آیاتی را در مورد اهمیت و جایگاه نماز و اثراتی که به واسطه آن برای انسان به جود می‌آید را بیان داشته است: «وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ‌ وَالصَّلَاةِ ۚ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَ‌ةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ [بقره/45]  از شكيبايى و نماز يارى جوييد. و به راستى اين [كار] گران است، مگر بر فروتنان» خداوند در این آیه از نماز به عنوان عبادتی که می‌توان از آن در گرفتاری‌ها به آن متمسک شده و از آن بهره گرفت یاد می‌کند.

 

پی‌نوشت:

[1]. وسائل‏ الشيعة ج : 4 ص : 27
[2]. کتاب وسائل ، ج 3 ، ص 22

توشیح المسائل تشریحی «معاد»

654675پنجمین اصل از اصول دین «معاد» یعنی اعتقاد داشتن به برپایی روز قیامت و برانگیخته شده تمام انسان‌ها برای انجام حساب و کتاب و رسیدن به ثواب و پاداش الهی و یا گرفتار شدن به عذاب الهی به خاطر انجام گناهان و معصیت‌هایی که در طول عمر خود رد عالم دنیا مرتکب شده‌اند می‌باشد. همانطور که بارها بیان شد می‌دانیم که تقلید در اصول دین و از جمله اعتقاد به برپایی قیامت، از جمله اموری است که در اعتقاد به آن تقلید جایز نیست و هر کسی باید مستقلا خودش به وجود و برپایی روز محشر معتقد باشد.

خداوند در سوره فاتحه الکتاب اشاره به روز قیامت کرده و خداوند را صاحب آن می‌داند چنانکه می‌فرماید: « مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ [حمد/3] (خداوند)مالک روز جزا است» آیات فراوان دیگری نیز در مورد روز قیامت و برانگیخته شدن انسان‌ها در قرآن مجید آمده است که به نمونه دیگری از آن نیز اشاره می‌کنیم: «وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا [مریم/33] و درود بر من، روزى كه زاده شدم و روزى كه مى‌ميرم و روزى كه زنده برانگيخته مى‌شوم.»

این‌ها همه که از آیات الهی بیان شد در زمره دلایل نقلی بر حادث شدن روز قیامت به شمار می‌آید اما آیا بدون استناد به آیات قرآن و یا روایات وارده از جانب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و یا امامان معصوم (علیهم السلام)  و با تکیه بر براهین و استدلالات عقلی نیز می‌توان لزوم معاد و برپایی روز قیامت را ثابت کرد؟

برای مسئله اعتقاد به معاد با استفاده از براهین عقلی می‌توان این‌گونه استدلال کرد که با توجه به اعتقادی که نسبت به عدل خداوند داریم و این‌که خداوند پاداش و یا عقاب بندگان را به صورت کامل در مورد آن‌ها اجرا می‌کند، حال اگر یک انسان جان هزاران نفر را از مرگ نجات دهد و یا کسی که در راه رضای خدا جانش را فدا می‌کند و به شهادت می‌رسد، زمان دریافت پاداش وی چه موقع خواهد بود؟ و از جانب دیگر کسی که مثلا در دنیا ظلم‌های متعدد انجام داده و مثلا چندین نفر را به قتل رسانده چگونه می‌توان وی را به سزای همه اعمالش رساند و او را مجازات کرد؟ آیا جز این است که اگر او را اعدام کنند فقط جبران یکی از قتل‌هایی است که وی مرتکب شده است؟ پس مجازات سایر قتل‌هایی که مرتکب شده چه می‌شود؟

با همین استدلال ساده اما منطقی هر انسان عاقلی به ضرورت جهانی پس از این دنیا قائل می‌شود که در آن‌جا یک شخص به تمام پاداش‌هایی که در این دنیا به آن نرسیده و یا تمام عقاب‌هایی که این دنیا ظرفیت انجام آن را نداشته برسد. بدین ترتیب همه ما بدون تقلید از دیگری و با استفاده از عقل خود به لزوم برپایی قیامت و «معاد» معتقد می‌شویم.

توضیح المسائل تشریحی «عدل»

454545676787اصول دین پنج بود، دانستنش گنج بود…. این شعری بود که از دوران بچه‌گی آموخته بودیم. اینک که به سنین بالاتری رسیده‌ایم باید قدرک درک و فهم خود را نسبت به مسائل و اندوخته‌های دینی بالاتر ببریم. می‌دانیم که تقلید در اصول دین جایز نیست و هر کسی باید خودش درباره اصول دین به باور و اعتقاد قلبی برسد.

و بازهم همان‌گونه که می‌دانیم اصول دین شامل توحید، نبوت، امامت، «عدل» و معاد روز قیامت می‌باشد که باید هرکسی به اندازه دانش و توانایی خودش آن را برای خود به اثبات برساند. حال اگر از ما بپرسند: اعتقاد به عدل چگونه است؟ چگونه باید آن را برای خود و دیگران با دلائل منطقی ثابت کنیم؟ چه می‌گوییم؟

قبل از ورود به استدلال در مورد اثبات عدل خوب است مطالبی را درباره آن بیان کنیم. عدل خداوند به این گونه است که به هرکسی به اندازه نیازش می‌دهد و از کسی بیش از توانائیش چیزی را نمی‌خواهد. خداوند به هر بنده‌ای در مقابل کارهای خوبی که انجام می‌دهد پاداش می‌دهد چنان‌که در قرآن می‌فرماید: «فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّ‌ةٍ خَيْرً‌ا يَرَ‌هُ [زلزال/7]  پس هر كه هم‌وزن ذرّه‌اى نيكى كند [نتيجه‌] آن را خواهد ديد» و همچنین هیچ کار زشت و ناپسندی نیست که از چشم خداوند دور بماند هم‌چنان‌که می‌فرماید: «وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّ‌ةٍ شَرًّ‌ا يَرَ‌هُ [زلزال/8] و هر كه هم‌وزن ذرّه‌اى بدى كند [نتيجه‌] آن را خواهد ديد»

بنابراین با این‌که خداوند خالق و آفریدگار همه انسان‌ها است و کسی از خداوند حقی و طلبی ندارد ولی در عین حال خداوند به همه انسان‌ها به یک دید نگاه می‌کند و از هر کس به اندازه توانش از او مسئولیت می‌خواهد. به عنوان مثال خداوند از انسان ناتوان که نمی‌تواند روزه بگیرد، نخواسته است که روزه بگیرد. از کسی که آب برای وضو و غسل ندارد نمی‌خواهد که نماز خود را با وضو و غسل انجام دهد بلکه از او به اندازه حد توانش که همان تیمم کردن است راضی می‌شود. بنابراین خداوند به هیچ کس ظلم و ستم نمی‌کند و پاداش هر کسی را به طور کامل به او می‌دهد و دلیل آن هم همان‌گونه که در بالا گفتیم در آیات قرآن مجید آمده است.

خداوند از بندگانش نیز خواسته است که با یکدیگر از روی عدل و انصاف برخورد کنند و نسبت به یکدیگر عدالت را رعایت کنند که این کار به تقوا و خداترسی نزدیک‌تر است.«اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَ‌بُ لِلتَّقْوَىٰ  [مائده/8] عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است»

توضیح المسائل تشریحی ضرورت «امامت» پس از نبوّت

6789889898جهت یادآوری برای خوانندگان محترم بیان می‌کنیم که «تقلید در اصول دین جایز نیست». [1] و اصول دین عبارتند از: توحید، نبوّت، امامت، عدل و معاد روز قیامت. همچنین یادآور می‌شویم که اصول دین را را باید خودمان ولو با استدلالات ساده به آن معتقد شویم. امروز در بیانی ساده و روان «ضرورت امامت، پس از نبوّت» را بیان می‌کنیم.

قبلا در بحث ضرورت وجود انبیاء الهی ثابت شد که وجود پیامبران الهی برای شناساندن راه و طریق عبودیت و قرار گرفتن ما انسان‌ها در مسیر هدایت، لازم و ضروری است تا این‌که به عنوان واسطه میان بندگان و خداوند، امر و نهی های الهی را از جانب خداوند برای ما بیان نمایند. حال نکته در این‌جاست که تا قبل از پیامبری رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در سلسله نبوّت، هر پیامبری ضمن تصدیق پیامبر قبل، ادامه دهنده و کامل کننده دین خدا برای مردم بوده و مردم از طریق وحی با وجود واسطه‌هایی که همان پیامبران باشند با پروردگار خود در ارتباط بودند.

با پیامبری حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و بیان این‌که ایشان آخرین پیامبر و فرستاده مستقیم خداوند برای مردم و بشریت می‌باشند در واقع به حسب ظاهر می‌رفت که ارتباط مردم با خالق خود قطع گردیده و راهی برای بیان معارف الهی موجود نباشد. از طرفی نیز همه می‌دانستند که پیامبر اسلام نیز مانند بقیه مردم دارای عمر معمولی بوده روزی از میان مردم خواهند رفت. حال این سوال باقی می‌ماند که پس تکلیف مردم برای آشنایی با مسئوایتشان در مقابل خداوند، چه راه حلّی می‌تواند وجود داشته باشد؟

ممگن است گفته شود پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با آوردن قرآن حجت را بر همه مردم تمام کرده است! در جواب می‌گوییم درست است که قرآن به عنوان معجزه جاوید پیامبر  برای همیشه تا پایان دنیا باقی خواهد ماند ولی با یک برسی و نگاه اجمالی در می‌یابیم که اکثر مواردی و مسائل در قرآن به صورت کلی آمده و جزئیات آن بیان بیان نشده است. به عنوان مثال قرآن امر به نماز خواندن نموده است ولی آیا در قرآن آمده است که مثلا نماز صبح چند رکعت است و نماز ظهر و عصر چند رکعت؟ از طرف دیگر می‌دانیم که پیامبر اسلام نیز در مدت عمر محدود خود، فرصت تشریح تمام احکام را پیدا نکرده بودند. از این رو باید امامانی پس از ایشان باشند تا به تشریح و توضیح درست مسائل و احکام دینی بپردازند و مردم از این طریق نسبت به تکالیف خود آگاه شوند.

 

پی‌نوشت:

[1]. رساله و توضیح المسائل مراجع تقلید، مسئله 1

 

توضیح المسائل تشریحی دلیل لزوم «اعتقاد به پیامبران»

332789654در بخش احکام و مسائل مربوط به تقلید بح به این‌جا رسید که تقلید در اصول دین جایز نیست و هر کس باید اصول دین را به روش استدلالی بفهمد و نمی‌توان به صورت تقلیدی آن را معتقد شد.

از جمله اصول دین «نبوت» است که باید به آن معتقد باشیم؛ اما چگونه؟ ما در این‌جا در ضمن یک استدلال کوتاه سعی می‌کنیم اثبات ضرورت وجود پیامبر را توضیح دهیم.

بعد از آن که دانستیم انسان آفریده شده و مخلوق خداوند است و با توجه به این که خداوند کار بدون هدف و کار لغو و باطلی را انجام نمی‌دهد به سادگی در می‌یابیم که پس خداوند از آفرینش همه انسان‌ها هدفی را در نظر گرفته است. همان‌گونه که در قرآن نیز به آن اشاره کرده است: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ [الذاریات/56] و جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند». حال که متوجه شدیم در این دنیا در مقابل خداوند وظیفه‌ای داریم و باید خداوند را عبادت نماییم این پرسش در ذهن هر انسان خداجویی پیش می‌آید که چگونه به وظایف خود  آگاهی پیدا کنیم و از چه طریقی به آن دست پیدا کنیم؟ این‌جاست که احساس می‌کنیم  علم ما در درک آن‌چه باید در مقابل آفریدگار جهان انجام دهیم بسیار ناقص است و ما به تنهایی نمی‌توانیم به این و ظیفه خود عمل کنیم. پس در نتیجه باید رابطینی بین انسان‌ها و خداوند وجود داشته باشند تا ما را نسبت به وظایفمان آگاه نمایند. و در ضمنِ این که ما را ارشاد به پیروی از دستورات خداوند می‌کنند، از طرفی هم ما انسان‌ها را از عقوبت نافرمانی از دستورات خداوند آگاه مطلع نمایند.

خداند نیز در قرآن هدف از فرستادن پیامبران را بیان نموده است: «فَبَعَثَ اللهُ النَبیینَ مُبَشرِینَ و َمُنذِرینَ وَ اَنْزَلَ مَعَهُم اْلکتابَ بِاْلحَق لِیحْکمَ بَینَ الناسِ فیمَااْختَلَفوُا فیهِ [بقره/213] خداوند پیامبران را که بشارت دهنده و بیم دهنده هستند برانگیخت، و با آنان کتاب نازل نمود تا در میان مردم در باره مسائلی که در آن اختلاف دارند داوری کند»

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز در ضمن حدیثی به ناقص بودن علم بشر و تکمیل آن توسط انبیاء الهی اشاره می‌کند: «وَلا بَعَثَ اللهُ نَبیاً و َلا رَسُولاً حَتی یسْتکمِلَ الْعَقْلَ وَ یکونُ عَقْلُهُ اَفْضَلَ مِنْ عُقُولِ اُمتهِ. خداوند هیچ پیامبر و رسولی را بر نیانگیخته جز اینکه خِرد او کامل بوده و عقل او بالاتر از عقول امت وی بوده است.» [1]

پس به این شکل و با همین استدلال ساده می‌توانیم به دومین اصل از اصول عقاید که همان «نبوت» باشد اعتقاد پیدا کنیم.

 

پی‌نوشت:

[1]. اصول کافی، ج 1، کتاب العقل والجهل، حدیث 11

توضیح المسائل تشریحی «تقلید در اصول دین» آری یا خیر؟

70342788534پس از پشت سر گذاشتن اهمیت و ضرورت تقلید حال ممکن است این پرسش به ذهن برخی خوانندگان محترم خطور کند که در چه مسائلی باید تقلید کنیم؟ آیا در همه مسائلی که به دین مربوط می‌شود، باید تقلید کنیم؟

برای پاسخ به این سوال مقدمه‌ای را ذکر می‌کنیم و آن این‌که مسائل دینی به دو بخش اصول و فروع تقسیم می‌شوند. اصول دین به اعتقادات کلی ما در امور دینی مربوط می‌شود که شامل: توحید (اعتقاد به یگانگی خداوند)، نبوت (ارسال پیامبران از جانب خداوند)، امامت (اعتقاد به جانشینان پیامبر)، عدل (معتقد بودن به عدالت خداوند) و معاد (اعتقاد به روز رستاخیز) می‌باشد.

فروع دین به مسائل عملی در مورد آن‌چه خداوند برای ما مقرر کرده و نسبت به انجام آن مکلف هستیم مربوط می‌شود که عبارتند از: نماز، روزه، خمس، زکات، حج، جهاد، تولّی، تبرّی، امر به معروف و نهی از منکر.

حال که با تقسیم‌بندی مسائل دینی و تفکیک آن‌ها به اصول و فروع دینی آشنا شدیم یک‌بار دیگر سوال ابتدایی بحث را تکرار کرده و سپس آن را جواب می‌دهیم: آیا تقلید در اصول دین جایز است؟ یا خیر؟ با توجه به این‌که اصول دین مربوط به اعتقادات هر فرد می‌شود، بنابراین تقریبا واضح است که در امور اعتقادی نمی‌توان تقلید کرد؛ به عنوان مثال اعتقاد به توحید و یگانگی خداوند باید به نحوی باشد که هر کس خودش به این حقیقت دست یابد و در عمق جان خودش به این نتیجه برسد که خداوند وجود دارد و یکی است و هیچ شریکی برای او نیست. از این رو نمی‌شود شخصی بگوید چون پدر و مادر و اجدادم و یا دیگران گفته‌اند که خداوند یکی است، پس من هم می‌گویم که خداوند شریکی ندارد و یگانه است. باید بدانیم که تقلید در این‌جا جایز نیست. بلکه ما باید با یک استدلال منطقی مثل این‌که بگوییم این نظمی که در جهان خلقت وجود دارد و این گردش منظم خورشید و ماه و زمین و … نشان از یک مدیر و مدبّر آگاه دارد که این نظم را برقرار کرده پس خدایی باید وجود داشته باشد که این نظم را به وجود آورده باشد. و از طرفی این نظم باید بر حول یک محور بچرخد و از یک خالق نظم بگیرد و اگر ما دو خالق داشته باشیم قطعا این نظم واحد پابرجا نمی‌بود.

پس در یک جمله دوباره تکرار می‌کنیم که طبق استدلال عقل و نظر همه مراجع عظام، «تقلید در اصول دین جایز نیست». [1]

 

پی‌نوشت:

[1]. نوضیح المسائل مراجع تقلید مسئله 1

ضرورت تقلید در قرآن

11188884446765بعد از این‌که در پست گذشته مسائلی را در مورد توجیه عقلانی بحث تقلید بیان کردیم به این نتیجه رسیدیم که انسان بنا به حکم عقل در مسائلی که نمی‌داند باید به سراغ افراد متخصص رفته و از آن‌ها کمک بگیرد. ممکن است که این سوال در ذهن بعضی از خوانندگان محترم هم پیش بیاید که علاوه بر حکم عقل که انسان را به پیروی کردن از متخصصین وا می‌دارد، خداوند هم در قرآن به این مورد اشاره‌ای داشته و آیه‌ای در این خصوص داریم یا نه؟ در جواب باید بگوییم که بله آیاتی در کتاب خداوند (یا همان قرآن مجید) وجود دارد که ما را امر به پرسش از دانایان کرده است.

خداوند در سوره نحل فرموده: «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ‌ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ [نحل/43] پس اگر نمى‌دانيد، از پژوهندگان كتابهاى آسمانى جويا شويد». این آیه موارد مهمی را برای ما مشخص می‌کند. اول این‌که باید در مسائلی که نمی‌دانیم به سراغ عالمان و دانشمندان برویم و نکته دیگر این‌که وقتی چیزی را نمی‌دانستیم، سراغ هر کسی نرویم. چنانچه همه ما معمولا سعی می‌کنیم برای انجام هر کاری به وارد‌ترین شخص مراجعه کنیم.

حال در مسائل دینی که اصلی‌ترین مسائل زندگی برای انسان‌های خداپرست و معتقد به جهان آخرت می‌باشد، مسئله پرسیدن از آگاهان و دانایان شکل جدی‌تری به خود می‌گیرد و ما باید در مورد مسائل دینی به داناترین و عالم‌ترین فرد که خصوصیات ویژه دیگری نیز دارد مراجعه کنیم. مسئله تقلید جزء اولین مسائلی است که در توضیح المسائل همه مراجع عالیقدر شیعه آمده و کیفیت آن را بیان داشته که به آن اشاره می‌کنیم: تقلید در احکام، عمل کردن به دستور مجتهد است. و از مجتهدی می‌توان تقلید کرد که مرد، بالغ، عاقل، شیعه دوازده امامی، حلال‌زاده، زنده و عادل باشد….و لازم است مجتهدی که انسان از او تقلید می‌کند، «أعلم» باشد یعنی در فهمیدن حکم خدا از تمام مجتهدهای زمان خود توانا‌تر باشد. [1]

بنابراین ما باید در مسائل دینی به سراغ عالمان دین و بلکه داناترین آن‌ها رفته و در انجام امورات دینی به دستور آن‌ها عمل کنیم.

 

پی‌نوشت:

[1]. توضیح المسائل مراجع عظام تقلید