بایگانی نویسنده: سيد محمود

توشیح المسائل تشریحی «معاد»

654675پنجمین اصل از اصول دین «معاد» یعنی اعتقاد داشتن به برپایی روز قیامت و برانگیخته شده تمام انسان‌ها برای انجام حساب و کتاب و رسیدن به ثواب و پاداش الهی و یا گرفتار شدن به عذاب الهی به خاطر انجام گناهان و معصیت‌هایی که در طول عمر خود رد عالم دنیا مرتکب شده‌اند می‌باشد. همانطور که بارها بیان شد می‌دانیم که تقلید در اصول دین و از جمله اعتقاد به برپایی قیامت، از جمله اموری است که در اعتقاد به آن تقلید جایز نیست و هر کسی باید مستقلا خودش به وجود و برپایی روز محشر معتقد باشد.

خداوند در سوره فاتحه الکتاب اشاره به روز قیامت کرده و خداوند را صاحب آن می‌داند چنانکه می‌فرماید: « مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ [حمد/3] (خداوند)مالک روز جزا است» آیات فراوان دیگری نیز در مورد روز قیامت و برانگیخته شدن انسان‌ها در قرآن مجید آمده است که به نمونه دیگری از آن نیز اشاره می‌کنیم: «وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا [مریم/33] و درود بر من، روزى كه زاده شدم و روزى كه مى‌ميرم و روزى كه زنده برانگيخته مى‌شوم.»

این‌ها همه که از آیات الهی بیان شد در زمره دلایل نقلی بر حادث شدن روز قیامت به شمار می‌آید اما آیا بدون استناد به آیات قرآن و یا روایات وارده از جانب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و یا امامان معصوم (علیهم السلام)  و با تکیه بر براهین و استدلالات عقلی نیز می‌توان لزوم معاد و برپایی روز قیامت را ثابت کرد؟

برای مسئله اعتقاد به معاد با استفاده از براهین عقلی می‌توان این‌گونه استدلال کرد که با توجه به اعتقادی که نسبت به عدل خداوند داریم و این‌که خداوند پاداش و یا عقاب بندگان را به صورت کامل در مورد آن‌ها اجرا می‌کند، حال اگر یک انسان جان هزاران نفر را از مرگ نجات دهد و یا کسی که در راه رضای خدا جانش را فدا می‌کند و به شهادت می‌رسد، زمان دریافت پاداش وی چه موقع خواهد بود؟ و از جانب دیگر کسی که مثلا در دنیا ظلم‌های متعدد انجام داده و مثلا چندین نفر را به قتل رسانده چگونه می‌توان وی را به سزای همه اعمالش رساند و او را مجازات کرد؟ آیا جز این است که اگر او را اعدام کنند فقط جبران یکی از قتل‌هایی است که وی مرتکب شده است؟ پس مجازات سایر قتل‌هایی که مرتکب شده چه می‌شود؟

با همین استدلال ساده اما منطقی هر انسان عاقلی به ضرورت جهانی پس از این دنیا قائل می‌شود که در آن‌جا یک شخص به تمام پاداش‌هایی که در این دنیا به آن نرسیده و یا تمام عقاب‌هایی که این دنیا ظرفیت انجام آن را نداشته برسد. بدین ترتیب همه ما بدون تقلید از دیگری و با استفاده از عقل خود به لزوم برپایی قیامت و «معاد» معتقد می‌شویم.

توضیح المسائل تشریحی «عدل»

454545676787اصول دین پنج بود، دانستنش گنج بود…. این شعری بود که از دوران بچه‌گی آموخته بودیم. اینک که به سنین بالاتری رسیده‌ایم باید قدرک درک و فهم خود را نسبت به مسائل و اندوخته‌های دینی بالاتر ببریم. می‌دانیم که تقلید در اصول دین جایز نیست و هر کسی باید خودش درباره اصول دین به باور و اعتقاد قلبی برسد.

و بازهم همان‌گونه که می‌دانیم اصول دین شامل توحید، نبوت، امامت، «عدل» و معاد روز قیامت می‌باشد که باید هرکسی به اندازه دانش و توانایی خودش آن را برای خود به اثبات برساند. حال اگر از ما بپرسند: اعتقاد به عدل چگونه است؟ چگونه باید آن را برای خود و دیگران با دلائل منطقی ثابت کنیم؟ چه می‌گوییم؟

قبل از ورود به استدلال در مورد اثبات عدل خوب است مطالبی را درباره آن بیان کنیم. عدل خداوند به این گونه است که به هرکسی به اندازه نیازش می‌دهد و از کسی بیش از توانائیش چیزی را نمی‌خواهد. خداوند به هر بنده‌ای در مقابل کارهای خوبی که انجام می‌دهد پاداش می‌دهد چنان‌که در قرآن می‌فرماید: «فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّ‌ةٍ خَيْرً‌ا يَرَ‌هُ [زلزال/7]  پس هر كه هم‌وزن ذرّه‌اى نيكى كند [نتيجه‌] آن را خواهد ديد» و همچنین هیچ کار زشت و ناپسندی نیست که از چشم خداوند دور بماند هم‌چنان‌که می‌فرماید: «وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّ‌ةٍ شَرًّ‌ا يَرَ‌هُ [زلزال/8] و هر كه هم‌وزن ذرّه‌اى بدى كند [نتيجه‌] آن را خواهد ديد»

بنابراین با این‌که خداوند خالق و آفریدگار همه انسان‌ها است و کسی از خداوند حقی و طلبی ندارد ولی در عین حال خداوند به همه انسان‌ها به یک دید نگاه می‌کند و از هر کس به اندازه توانش از او مسئولیت می‌خواهد. به عنوان مثال خداوند از انسان ناتوان که نمی‌تواند روزه بگیرد، نخواسته است که روزه بگیرد. از کسی که آب برای وضو و غسل ندارد نمی‌خواهد که نماز خود را با وضو و غسل انجام دهد بلکه از او به اندازه حد توانش که همان تیمم کردن است راضی می‌شود. بنابراین خداوند به هیچ کس ظلم و ستم نمی‌کند و پاداش هر کسی را به طور کامل به او می‌دهد و دلیل آن هم همان‌گونه که در بالا گفتیم در آیات قرآن مجید آمده است.

خداوند از بندگانش نیز خواسته است که با یکدیگر از روی عدل و انصاف برخورد کنند و نسبت به یکدیگر عدالت را رعایت کنند که این کار به تقوا و خداترسی نزدیک‌تر است.«اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَ‌بُ لِلتَّقْوَىٰ  [مائده/8] عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است»

توضیح المسائل تشریحی ضرورت «امامت» پس از نبوّت

6789889898جهت یادآوری برای خوانندگان محترم بیان می‌کنیم که «تقلید در اصول دین جایز نیست». [1] و اصول دین عبارتند از: توحید، نبوّت، امامت، عدل و معاد روز قیامت. همچنین یادآور می‌شویم که اصول دین را را باید خودمان ولو با استدلالات ساده به آن معتقد شویم. امروز در بیانی ساده و روان «ضرورت امامت، پس از نبوّت» را بیان می‌کنیم.

قبلا در بحث ضرورت وجود انبیاء الهی ثابت شد که وجود پیامبران الهی برای شناساندن راه و طریق عبودیت و قرار گرفتن ما انسان‌ها در مسیر هدایت، لازم و ضروری است تا این‌که به عنوان واسطه میان بندگان و خداوند، امر و نهی های الهی را از جانب خداوند برای ما بیان نمایند. حال نکته در این‌جاست که تا قبل از پیامبری رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در سلسله نبوّت، هر پیامبری ضمن تصدیق پیامبر قبل، ادامه دهنده و کامل کننده دین خدا برای مردم بوده و مردم از طریق وحی با وجود واسطه‌هایی که همان پیامبران باشند با پروردگار خود در ارتباط بودند.

با پیامبری حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و بیان این‌که ایشان آخرین پیامبر و فرستاده مستقیم خداوند برای مردم و بشریت می‌باشند در واقع به حسب ظاهر می‌رفت که ارتباط مردم با خالق خود قطع گردیده و راهی برای بیان معارف الهی موجود نباشد. از طرفی نیز همه می‌دانستند که پیامبر اسلام نیز مانند بقیه مردم دارای عمر معمولی بوده روزی از میان مردم خواهند رفت. حال این سوال باقی می‌ماند که پس تکلیف مردم برای آشنایی با مسئوایتشان در مقابل خداوند، چه راه حلّی می‌تواند وجود داشته باشد؟

ممگن است گفته شود پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با آوردن قرآن حجت را بر همه مردم تمام کرده است! در جواب می‌گوییم درست است که قرآن به عنوان معجزه جاوید پیامبر  برای همیشه تا پایان دنیا باقی خواهد ماند ولی با یک برسی و نگاه اجمالی در می‌یابیم که اکثر مواردی و مسائل در قرآن به صورت کلی آمده و جزئیات آن بیان بیان نشده است. به عنوان مثال قرآن امر به نماز خواندن نموده است ولی آیا در قرآن آمده است که مثلا نماز صبح چند رکعت است و نماز ظهر و عصر چند رکعت؟ از طرف دیگر می‌دانیم که پیامبر اسلام نیز در مدت عمر محدود خود، فرصت تشریح تمام احکام را پیدا نکرده بودند. از این رو باید امامانی پس از ایشان باشند تا به تشریح و توضیح درست مسائل و احکام دینی بپردازند و مردم از این طریق نسبت به تکالیف خود آگاه شوند.

 

پی‌نوشت:

[1]. رساله و توضیح المسائل مراجع تقلید، مسئله 1

 

توضیح المسائل تشریحی دلیل لزوم «اعتقاد به پیامبران»

332789654در بخش احکام و مسائل مربوط به تقلید بح به این‌جا رسید که تقلید در اصول دین جایز نیست و هر کس باید اصول دین را به روش استدلالی بفهمد و نمی‌توان به صورت تقلیدی آن را معتقد شد.

از جمله اصول دین «نبوت» است که باید به آن معتقد باشیم؛ اما چگونه؟ ما در این‌جا در ضمن یک استدلال کوتاه سعی می‌کنیم اثبات ضرورت وجود پیامبر را توضیح دهیم.

بعد از آن که دانستیم انسان آفریده شده و مخلوق خداوند است و با توجه به این که خداوند کار بدون هدف و کار لغو و باطلی را انجام نمی‌دهد به سادگی در می‌یابیم که پس خداوند از آفرینش همه انسان‌ها هدفی را در نظر گرفته است. همان‌گونه که در قرآن نیز به آن اشاره کرده است: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ [الذاریات/56] و جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند». حال که متوجه شدیم در این دنیا در مقابل خداوند وظیفه‌ای داریم و باید خداوند را عبادت نماییم این پرسش در ذهن هر انسان خداجویی پیش می‌آید که چگونه به وظایف خود  آگاهی پیدا کنیم و از چه طریقی به آن دست پیدا کنیم؟ این‌جاست که احساس می‌کنیم  علم ما در درک آن‌چه باید در مقابل آفریدگار جهان انجام دهیم بسیار ناقص است و ما به تنهایی نمی‌توانیم به این و ظیفه خود عمل کنیم. پس در نتیجه باید رابطینی بین انسان‌ها و خداوند وجود داشته باشند تا ما را نسبت به وظایفمان آگاه نمایند. و در ضمنِ این که ما را ارشاد به پیروی از دستورات خداوند می‌کنند، از طرفی هم ما انسان‌ها را از عقوبت نافرمانی از دستورات خداوند آگاه مطلع نمایند.

خداند نیز در قرآن هدف از فرستادن پیامبران را بیان نموده است: «فَبَعَثَ اللهُ النَبیینَ مُبَشرِینَ و َمُنذِرینَ وَ اَنْزَلَ مَعَهُم اْلکتابَ بِاْلحَق لِیحْکمَ بَینَ الناسِ فیمَااْختَلَفوُا فیهِ [بقره/213] خداوند پیامبران را که بشارت دهنده و بیم دهنده هستند برانگیخت، و با آنان کتاب نازل نمود تا در میان مردم در باره مسائلی که در آن اختلاف دارند داوری کند»

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز در ضمن حدیثی به ناقص بودن علم بشر و تکمیل آن توسط انبیاء الهی اشاره می‌کند: «وَلا بَعَثَ اللهُ نَبیاً و َلا رَسُولاً حَتی یسْتکمِلَ الْعَقْلَ وَ یکونُ عَقْلُهُ اَفْضَلَ مِنْ عُقُولِ اُمتهِ. خداوند هیچ پیامبر و رسولی را بر نیانگیخته جز اینکه خِرد او کامل بوده و عقل او بالاتر از عقول امت وی بوده است.» [1]

پس به این شکل و با همین استدلال ساده می‌توانیم به دومین اصل از اصول عقاید که همان «نبوت» باشد اعتقاد پیدا کنیم.

 

پی‌نوشت:

[1]. اصول کافی، ج 1، کتاب العقل والجهل، حدیث 11

توضیح المسائل تشریحی «تقلید در اصول دین» آری یا خیر؟

70342788534پس از پشت سر گذاشتن اهمیت و ضرورت تقلید حال ممکن است این پرسش به ذهن برخی خوانندگان محترم خطور کند که در چه مسائلی باید تقلید کنیم؟ آیا در همه مسائلی که به دین مربوط می‌شود، باید تقلید کنیم؟

برای پاسخ به این سوال مقدمه‌ای را ذکر می‌کنیم و آن این‌که مسائل دینی به دو بخش اصول و فروع تقسیم می‌شوند. اصول دین به اعتقادات کلی ما در امور دینی مربوط می‌شود که شامل: توحید (اعتقاد به یگانگی خداوند)، نبوت (ارسال پیامبران از جانب خداوند)، امامت (اعتقاد به جانشینان پیامبر)، عدل (معتقد بودن به عدالت خداوند) و معاد (اعتقاد به روز رستاخیز) می‌باشد.

فروع دین به مسائل عملی در مورد آن‌چه خداوند برای ما مقرر کرده و نسبت به انجام آن مکلف هستیم مربوط می‌شود که عبارتند از: نماز، روزه، خمس، زکات، حج، جهاد، تولّی، تبرّی، امر به معروف و نهی از منکر.

حال که با تقسیم‌بندی مسائل دینی و تفکیک آن‌ها به اصول و فروع دینی آشنا شدیم یک‌بار دیگر سوال ابتدایی بحث را تکرار کرده و سپس آن را جواب می‌دهیم: آیا تقلید در اصول دین جایز است؟ یا خیر؟ با توجه به این‌که اصول دین مربوط به اعتقادات هر فرد می‌شود، بنابراین تقریبا واضح است که در امور اعتقادی نمی‌توان تقلید کرد؛ به عنوان مثال اعتقاد به توحید و یگانگی خداوند باید به نحوی باشد که هر کس خودش به این حقیقت دست یابد و در عمق جان خودش به این نتیجه برسد که خداوند وجود دارد و یکی است و هیچ شریکی برای او نیست. از این رو نمی‌شود شخصی بگوید چون پدر و مادر و اجدادم و یا دیگران گفته‌اند که خداوند یکی است، پس من هم می‌گویم که خداوند شریکی ندارد و یگانه است. باید بدانیم که تقلید در این‌جا جایز نیست. بلکه ما باید با یک استدلال منطقی مثل این‌که بگوییم این نظمی که در جهان خلقت وجود دارد و این گردش منظم خورشید و ماه و زمین و … نشان از یک مدیر و مدبّر آگاه دارد که این نظم را برقرار کرده پس خدایی باید وجود داشته باشد که این نظم را به وجود آورده باشد. و از طرفی این نظم باید بر حول یک محور بچرخد و از یک خالق نظم بگیرد و اگر ما دو خالق داشته باشیم قطعا این نظم واحد پابرجا نمی‌بود.

پس در یک جمله دوباره تکرار می‌کنیم که طبق استدلال عقل و نظر همه مراجع عظام، «تقلید در اصول دین جایز نیست». [1]

 

پی‌نوشت:

[1]. نوضیح المسائل مراجع تقلید مسئله 1

ضرورت تقلید در قرآن

11188884446765بعد از این‌که در پست گذشته مسائلی را در مورد توجیه عقلانی بحث تقلید بیان کردیم به این نتیجه رسیدیم که انسان بنا به حکم عقل در مسائلی که نمی‌داند باید به سراغ افراد متخصص رفته و از آن‌ها کمک بگیرد. ممکن است که این سوال در ذهن بعضی از خوانندگان محترم هم پیش بیاید که علاوه بر حکم عقل که انسان را به پیروی کردن از متخصصین وا می‌دارد، خداوند هم در قرآن به این مورد اشاره‌ای داشته و آیه‌ای در این خصوص داریم یا نه؟ در جواب باید بگوییم که بله آیاتی در کتاب خداوند (یا همان قرآن مجید) وجود دارد که ما را امر به پرسش از دانایان کرده است.

خداوند در سوره نحل فرموده: «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ‌ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ [نحل/43] پس اگر نمى‌دانيد، از پژوهندگان كتابهاى آسمانى جويا شويد». این آیه موارد مهمی را برای ما مشخص می‌کند. اول این‌که باید در مسائلی که نمی‌دانیم به سراغ عالمان و دانشمندان برویم و نکته دیگر این‌که وقتی چیزی را نمی‌دانستیم، سراغ هر کسی نرویم. چنانچه همه ما معمولا سعی می‌کنیم برای انجام هر کاری به وارد‌ترین شخص مراجعه کنیم.

حال در مسائل دینی که اصلی‌ترین مسائل زندگی برای انسان‌های خداپرست و معتقد به جهان آخرت می‌باشد، مسئله پرسیدن از آگاهان و دانایان شکل جدی‌تری به خود می‌گیرد و ما باید در مورد مسائل دینی به داناترین و عالم‌ترین فرد که خصوصیات ویژه دیگری نیز دارد مراجعه کنیم. مسئله تقلید جزء اولین مسائلی است که در توضیح المسائل همه مراجع عالیقدر شیعه آمده و کیفیت آن را بیان داشته که به آن اشاره می‌کنیم: تقلید در احکام، عمل کردن به دستور مجتهد است. و از مجتهدی می‌توان تقلید کرد که مرد، بالغ، عاقل، شیعه دوازده امامی، حلال‌زاده، زنده و عادل باشد….و لازم است مجتهدی که انسان از او تقلید می‌کند، «أعلم» باشد یعنی در فهمیدن حکم خدا از تمام مجتهدهای زمان خود توانا‌تر باشد. [1]

بنابراین ما باید در مسائل دینی به سراغ عالمان دین و بلکه داناترین آن‌ها رفته و در انجام امورات دینی به دستور آن‌ها عمل کنیم.

 

پی‌نوشت:

[1]. توضیح المسائل مراجع عظام تقلید

آیا تقلید کار میمون است؟

5444555987خوب است قبل از توضیح مطلب، در ابتدا واژه تقلید را توضیح دهیم. تقلید به معنای پیروی کردن است. متأسفانه عده‌ای از افراد که میانه خوشی با علوم دینی و هر نوع علم‌آموزی ندارند، به محض شنیدن اهمیت و ضرورت تقلید، آن را به تمسخر گرفته و می‌گویند: «تقلید کار میمون است»

دوستان خوب اگر با چنین شخصی مواجه شدیم، چگونه باید او را قانع کنیم و او را از نادانی نجات دهیم؟ جواب بسیار آسان است. در این‌جا باید با توضیح این‌که تقلید مختص پیروی کردن در مسائل دینی نیست و به همه زندگی انسان مربوط می‌شود، می‌توان به راحتی طرف مقابل را با واقعیت آشنا کرد. به این صورت که : همه افراد بشر در همه جا از کسانی که در یک علم یا فن تخصص پیدا کردند، تقلید و پیروی می‌کنند. به عنوان مثال یک شاگرد مکانیک در ابتدا از استاد خود دقیقا تقلید می‌کند و همه کارهای او را مو به مو انجام می‌دهد. یک شاگرد نجار و آهنگر و … همه و همه به همین طریق عمل می‌کنند. حالا شما تصور کنید اگر این افراد تقلید نمی‌کردند آیا می‌توانستند کار خود را به خوبی انجام دهند؟ پس با همین مثال ساده متوجه می‌شویم که تقلید کردن نه تنها چیز بدی نیست بلکه در یادگیری ما نقش بسیار زیادی دارد.

نکته دوم این‌که اگر یک شاگرد دقیقا همین کارهایی را انجام بدهد که استاد وی به او گفته، مثلا تنظیم چراغ‌های اتومبیل را دقیقا طبق دستور استادکار خود انجام دهد در این صورت اگر عیب و ایرادی پیدا شد کسی به شاگرد کاری ندارد و مسئولیت این کار با همان استادی است که دستور می‌داد.

حالا که با این مسئله آشنا شدیم به بحث تقلید در مسائل دینی می‌پردازیم. ببینید در مسائل دینی نیز ما می‌دانیم که تکالیفی از جانب خداوند بر گردن ما گذاشته شده است. اما کیفیت دقیق آن را نمی‌دانیم. پس در این‌جا هم عقل به ما می‌گوید باید به سراغ کسانی برویم که در این راه علم بدست آورده و صاحب نظر شده‌اند.

انشاء الله مسائل بعدی در باب تقلید را در پست آینده ادامه خواهیم داد.

افزایش محتوای سایت

با سلام خدمت خوانندگان و سایر بازدکنندگان محترم

مدیریت سایت در نظر دارد از ین پس در راستای ارتقای سطح کمّی و کیفی محتوای سایت، علاوه بر رویدادهای فامیلی، مطالب  متنوع دیگری هم‌چون: مسائل دینی، اخلاقی، احکام، مسائل تربیتی و غیره را نیز در حدّ توان در اختیار خوانندگان محترم قرار دهد. امید است شما خوانندگان محترم نیز با ارسال نظرات، پیشنهادات و البته انتقادات سازنده ما را در بهبود کیفی مطالب یاری فرمایید.

 

مال‌باختگان

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

چهار شنبه 26 آذرماه 93 یک‌باره تصمیم عزیمت به مشهد مقدس را گرفتم و رفتم راه‌آهن، اما بلیط گیرم نیامد. از آن‌جا رفتم  میدان خروجی شهر به سمت تهران که معروف به میدان 72 تن است. آن‌جا هم اتوبوس مستقیم برای مشهد نبود. فقط ماشین‌های شخصی بودند که قیمت را 150 هزار تومن می‌گفتند.

با خودم فکر کردم اگر به تهران بروم حتما آن‌جا ماشین به سمت مشهد فراوان است. بنابراین سوار اتوبوسهای تهران شدم و تقریبا حدود ساعت 4 بعدالظهر قم را به مقصد تهران ترک کردم. نزدیکی های ساعت 6 بعد الظهر اتوبوس وارد ترمینال جنوب تهران شد و ما از ماشین پیاده شدیم. از پله‌های منتهی به سالن فروش بلیط بالا رفتم و با انبوه جمعیتی که در آن‌جا بودند مواجه شدم. طبق قاعده به سراغ گیشه‌های فروش بلیط رفتم ولی متصدی مربوطه می‌گفت که بلیط موجود نیست .

به سراغ تعاونی دوم و سوم و چهارم … و خلاصه سالن دایره‌ای شکل ترمینال جنوب را یکی دو دور تاب خوردم تا این‌که متوجه شدم آدم‌هایی که ازشان بلیط مشهد رو درخواست می‌کنم تکراری هستند.  هیچ‌کدام بلیط نداشتند و وقتی از سر تعجب می‌پرسیدم چرا؟ و مگر چه اتفاقی افتاده؟ می‌گفتند: اکثر اتوبوس‌ها برای بازگرداندن زواری که برای اربعین حسینی به عراق عزیمت کرده بودند، به مهران رفته و لذا اتوبوس کم است و برای مشهد مقدس تا هفته آینده بلیط موجود نمی‌باشد. کم کم ناامید شده بودم؛ گفتم بروم نمازم را بخوانم و اگر بلیط گیرم نیامد برگردم قم. سراغ مسجد را گرفتم، گفتند در درون محوطه ترمینال یعنی همان‌جایی که اتوبوس‌ها پارک می‌کنند قرار دارد. رفتم و نمازم را خواندم و ناامیدانه و ساک به دست، بدون هدف از یک سمت راه خودم را در پیش گرفتم و به اتوبوس‌هایی که مملو از مسافر بودند نگاه می‌کردم که ناگهان اتوبوسی که در یک گوشه ترمینال و از قضا در مسیری که من قدم می‌زدم ایستاده بود، توجهم را به خود جلب کرد. رفتم و با حالت شک و دو دلی پرسیدم: آقا مشهد میره؟ که دیدم یک فرد حدود 48 الی 50 ساله با لهجه مشهدی گفت: بله؛ ولی چون الان اتوبوس نیست و ما این ماشین رو به سختی پیدا کردیم کرایه‌اش دوبرابر حد معمول یعنی 65هزار تومن است. و مرتبا وقتی با من حرف میزد انگشت شصت خود را به صورت نمادین بر پیشانی خود می‌کشید که مثلا شرمنده است. خلاصه من هم با توجه به شرایط و مثل دیگر مسافرانی که با همین رویکرد مجاب شده و سوار اتوبوس شده بودند راضی شدم که با همین کرایه سوار شوم. ادامه مطلب »

جشن عید مبعث

0100
اسعد الله ایامکم

عید مبعث رسول اکرم بر عموم مسلمین جهان تبریک و تهنیت باد.

بحمد الله جلسات  مذهبی ویژه معصومین علیهم السلام در تمام نقاط ایران اسلامی با شور و شوق فراوان برگزار می‌شود و مردم مومن و دوستدار اهل بیت (علیهم السلام) با حضور خود در این مجالس و بهره بردن از بیانات سخنران، وعاظ و مداحان ارجمند ضمن رونق بخشیدن به اینگونه مجالس، از اجر و ثواب اخری نیز بهره‌مند می‌شوند.

در همین راستا و به مناسبت مبعث رسول گرامی اسلام( صلی الله علیه و آله و سلم) جلسه جشن و شادی از سوی برادران موسوی شوشتری ، شریف عسکری، عباس نژاد، و سایر اقوام و بستگان، شب چهار‌شنبه در هیئت قائم آل محمد واقع در تهران، خ پیروزی، کوچه عباسقلی زاده، بن بست شهید سید حسن موسوی شوشتری برگزار شد.

در ابتداء، جلسه به قرائت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط جناب آقای موسوی شوشتری شروع و پس از آن  با خواندن دعای توسل توسط جناب آقای شریف عسکری ادامه یافت. بعد از خواندن دعای توسل از حاضرین در جلسه پذیرایی به عمل آمد و سپس حاضرین  در بخش دوم جلسه در ابتداء، جناب آقای سید محمد موسوی شوشتری در مدح نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اشعاری را از کتاب اشعار مرحوم کمپای  برای حضار خواندندو پس از آن حاضرین از سخنرانی جناب حجه السلام شیخ علی عباس‌نژاد مستفیض گردیده و در پایان از مداحی برادر ارجمند جناب آقای عباس‌نژاد حظ وافی بردند.

 تصاویر مربوط به این جلسه باشکوه در ادامه تقدیم می‌گردد.

010101020105010601030104