بایگانی نویسنده: سيد محمود

ماه صفر و واقعه اولین روز

ماه صفر دومین ماه از ماهای دوازده گانه قمری است که در ان مصیبتهای زیادی بر بر اهل بیت پیغمبر وارد شد.

اولین رخداد در این زمینه ورود کاروان اسراء اهل بیت به سرپرستی حضرت امام زین العابدین علیه السلام و عمه بزرگوارشان یعنی بلاکش دوران حضرت زینب سلام الله علیها به سرزمین شام بود.

بعد از ان نبرد خونین وجنگ نابرابر و بدور از چشم همگان پس از به خاک و خون کشیدن فرزندان رسول خدا و خامس ال عبا وتمامی مردان از یاران و بنی هاشم بجز امام سجاد علیه السلام با تبلیغات وسیع و گسترده در مرکز حکومت ان زمان (شام ) و دیگر شهرهای زیر سلطه مانند کوفه و… ماهیت این نبرد نابرابر و ریختن خون بهترین انسان و امام برحق حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام را بگونه ای وانمود کردند که ای مردم به فرزندان خود افتخار کنید که اینان از جنگی باز میگردند که در ان با کسانی که از دین رسول خدا خروج کرده بوده بودند فائق امده و اماده ورود به شهر میباشند جشن و شادی و هلهله و لباس نو و طبل و هرانچه اسباب شور و نشاط است مهیا کردند .اما بشنوید از ان طرف که سرهای مقدس شهدای کربلا و در راس ان سر نازنین و مقدس امام خسین علیه السلام بود که بر بالای نیزه نظاره گر اطفال و کودکان بی پناه و زنان مصیبت زده و هراسان باکوله باری از غم و اندوه و ماتم بود که در استانه ورود به شهر شام بودند.

اری مردم را برای تماشای اسراء ال رسول به دروازه شهر و مجلس یزید دعوت کردند اری مردم به تماشا امدند به تصور اینکه اینان از دین رسول الله خوج کردند غافل از اینکه اینان خود از اهل بیت رسول الله و خود قران ناطق اند.

اری در این روز ایشان را از دروازه ساعات وارد کردند و به مرکز دارو الخلافه که همکنون در داخل مسجد جامع دمشق واقع شده بردند . همانجایی که با چوب خیزران جسارت بر لب و دندان عزیز فاطمه نمودند و این لحظات بسیار بر حضرت امام سجاد و زینب کبری گران امد بجوری که وقتی از امام سجاد سوال میکنند که اقا کدام مصیبت از همه برشما بیشتر سخت و جانگداز تر بود سه مرتبه فرموده باشند الشام الشام الشام. و شاعر خوش زوق چه زیبا سرود که:

کرببلا و کوفه شد سخت به عترتت ولی                        هیچکجا به سختی شام بلا نمی شود

انشالله خدا قسمتتان کند به سوریه و محل نشستن اهل بیت پیغمبر در مسجد جامع دمشق که با سنگ سفید مرمر و چند سنتی بلند تر از کف مسجد نمایان شده مشرف شوید و از نزدیک در ان فضاناله بزنید.این تصاویر مربوط به یکی از سفرهای این حقیر به شهر شام یا همان سوریه کنونی است که از نظرتان میگذرد.التماس دعا

 

 

محرم1433

سلام دوستان

من امسال هم طبق سنوات گذشته دهه اول محرم را به روستای خودمان ابلشکر علیا که در فاصله حدود بیست و پنج کیلومتری شهرستان باغملک و تقریبا 120 کیلومتری مرکز استان (اهواز) میباشد رفتم و در واقع ادای دین در ان منطقه نمودم.

جمعیت روستا با توجه به کمبود اب در منطقه و عدم کارایی از زمینها برای کشت پرسود اغلب جوانان را راهی شهرها نمود بطوری که کمبود جوانان ساکن در روستا کاملا مشهود است.ولی اغلب همین جوانان و سایر اقوام دوست میدارند اکثر مراسمات دینی و سنتی را در روستا انجام دهند لذا ایام تاسوعا و عاشورا روستا و مسجد ان که تقریبا در مرکز روستا قرار دارد بقدری شلوغ میشود که متولیان امر را بر ان داشته تا بفکر توسعه فضای داخلی مسجد باشند.

الغرض امسال هم مراسمات با شکوه هرچه تمام تر برگزار شد.

از روزهای اول محرم اعلام کردیم تمام کسانی که نذر برای امام حسین علیه السلام یا سایر از اهل بیت و یاران ایشان دارند به مسولین امر اطلاع دهند تا نسبت به ساماندهی ان اقدامات لازم صورت پذیرد.البته در این راستا بعضی از فامیل هم که در شهرهای اهواز و سایر جاها سکونت دارند نذورات خودرا به اینجا اوردند و بحمداله امسال انقدر اهداء نذورات زیاد بود که تدارک نهار ظهر عاشورا بسیار پر رونقتر از سالهلی گذشته شکل گرفت بجوری که غذا برای حدود 800 نفر پخت شد جای همه شما بر سر سفره امام حسین (ع) خالی بود . برنج وخورشت سبزی با کیفیت بسیار بالا که تحسین همگان را در پی داشت.

ادامه مطالب را از زبان تصاویر و کلیپ ببینید شاید جذابتر باشه.سینه زنی 1

.التماس دعا

 

کجایید ای شهیدان خدایی

سلام دوستان

من هفته گذشته راهی یک سفر بسیار جالب و اموزنده به جنوب ایران شدم که فکر میکنم تعریف اون خالی ازلطف نباشه.امیدوارم حوصله کنید و تا پایان همراه ما باشید.

داستان از اینجا شروع میشه که من برای انجام کاری رفته بودم دفتر تبلیغات.در حین اینکه پی گیر کار خودم بودم مسول اعزام مبلغ رو دیدم و مشغول احوال پرسی شدیم .در اثنای این خوش و بش ایشان پیشنهاد داد که راستی سید یک برنامه اعزام کاروان راهیان نور به منطقه عملیاتی جنوب هست اگه مایل هستی بیا همراهیشون کن.منم که حقیقتش تا حالا به این منظور مسافرت نکرده بودم و دوست داشتم برم و از نزدیک اون صحنه ها و مناطق عملیاتی و محل رشادت دلیرمردان و رزمندگان 8سال دفاع مقدس  رو ببینم خیلی زود قبول کردم .

وقتی بحث رفتن جدی شد گفت که ولی سید اعزام از استان چهارمحال بختیاریه. ولی من چون علاقه زیادی داشتم این حرف من رو از رفتن منصرف نکرد فقط پرسیدم اقا مسیرش از کدوم طرفه باید از کجا و کدوم استانها عبور کنم ؟خلاصه فهمیدم که باید نهایتا به شهرکرد برم .

تاریخ اعزام شنبه هفته گذشته یعنی 23مهر تا بیست و پنجم بمدت 3 روز بود و من میبایست صبح شنبه اونجا می بودم.این بود که از 5 شنبه بعد ظهر به اتفاق خانواده راهی اصفهان و یا بهتر بگم شاهین شهر شدم چون فکرش رو کرده بودم من که باید از این مسیر به شهرکرد برم و حالا که مصادف با 5شنبه و جمعه شده خوبه خانواده رو هم ببرم تا اونجا دیدو بازدید فامیل.خلاصه شب رو شاهین شهر استراحت کردیم و فردا صبح با صاحب خانه مقداری کار خدماتی درون منزل انجام دادیم و بعدش به دستور عیالات مربوطه راهی بازار شدیم. وقتی برگشتیم حدود ساعت 11 بود و کم کم باید فکر بلیط برگشت برای خانواده میشدم. با تماس با اژانس بلیط تهیه کردیم و بعدش هم رفتیم بلیط ها رو تحویل گرفتیم.

اما بشنو از از اینجا کا مسول فروش بلیط از همه مسافرین شماره تماس میگرفت و من هم موقع خرید بلیط شماره تماس دادم سر ساعت مقرر که باید میرسیدیم ترمینال متاسفانه حدود 10 دقیقه دیر رسیدیم داخل محوطه ترمینال بودم که گوشی زنگ خورد گفت کجایی گفتم داخل ترمینال گفت اقا اتوبوس رفت.حدود30ثانیه بعدش رسیدم در گیشه بلیط فروشی بهش گفتم اقا پس چرا زودتر تماس نگرفتی گفت مگه ما باید به تمام مسافرین زنگ بزنیم؟ بهش گفتم نه ولی شما که الان تماس گرفتی برای چی بود؟ و در واقع هیچ اثری بر تماس شما مترتب نیست چرا که اتوبوس رفته و این اطلاع رسانی شما مبنی بر رفتن اتوبوس نه گره از کار مشتری باز میکنه و نه اثری برای شما داره که بابتش هزینه کردی بنابراین صرفا جهت اطلاع عرض میکنم اولا اینکه ما هیچ اعتراضی نسبت به رفتن اتوبوس نداریم و اگر شما تماس نمی گرفتی هم کاری نداشتیم اما حالا که  تماس گرفتید بهتر بود زمانی این کار رو می کردید  که نفعی بحال ما داشته باشه. بحرحال ایشان جواب منطقی نداشت که بده و نهایتا  ما اون بلیط ها رو بدون هیچ حرف دیگه ای پس دادیم و فقط 50 درصد از اصل پول رو پس گرفتیم.اون که دید ما هیچ اعتراضی نکردیم گفت حالا بیا با یه اتوبوس دیگه که البته قیمتش دقیقا دو برابر اتوبوس قبلی بود مسافرهات رو بفرستم که من قبول نکردم. محترمانه خداحافظی کردیم و رفتیم سر جاده کمربندی پلیس راه اونجا که اتوبوسها می ایستن ساعت بزنن. اولین اتوبوسی که امد و اتوبوس شیکی هم بود خوشبختانه صندلی خالی داشت و مسافرین برجای مانده از اتوبوس سابق سوار شدن.خداحافظی کردیم و اونا بسمت قم و من بسمت شهرکرد یعنی در دو مسیر کاملا مخالف حرکت کردیم.

خوب تقریبا داستان ما از اینجا شروع میشه که من بسمت شهرکرد حرکت کردم و خلاصه بعد از گذر از شهر زیبای اصفهان و بعد از حدود 2ساعت رسیدم اول شهرکرد.ساعت هم حدودا 10 شب بود طبق ادرسی که داشتم رفتم تا به میدان بسیج رسیدم ادرسی که من داشتم نوشته بود مهمانسرا در میدان بسیج . وقتی  رفتم میدان بسیج پرسیدم گفتن یکم برو جلوتر اونجاست .رفتم دیدم یک ساختمان بسیار مجلل با تابلوی مهمانسرای جهانگردی شهرکرد اومد جلوی چشمهام منم با ماشین رفتم داخل و ماشین رو پارک کردم و رفتم داخل ساختمان .عجب جایی بود خیلی عالی .دیدم کسی نیست گشتم تا اتاق مدیریت رو پیدا کردم رفتم و خودم رو معرفی کردم اونها هم خیلی تحویل گرفتن اما بعد از کمی که خودم رو بیشتر معرفی کردم و گفتم از کجا و برای چه کاری امدم گویا متوجه شدن من اون ادم مورد نظر اونا نیستم گفتن حاج اقا کسی برای اومدن شما به اینجا و رزرو اتاق با ما هماهنگی نکرده خلاصه با تماسهایی که با مرکز گرفتم معلوم شد که نخیر فایده نداره و باید جای به اون خوبی رو ترک کنم.اره دیگه چاره ای نبود خدا حافظی و عذرخواهی و گرفتن ادرس جدید که تقریبا توی همون خیابون بود رو با هم انجام دادم و رفتم بسمت مکان جدید…

خداییش فکرکنم شما هم خسته شدید منم که  خسته شدم  فعلا دیگه وقت ندارم بنویسم فکر کنم تا همین جا بس باشه اگه حال و فرصتش رو داشتم بقیه اش رو بعدا براتون مینویسم اگرهم که نه دیگه به همین مقدار بسنده میکنم.البته اگه قرار شد براتون تعریف کنم حتما عکسهای منطقه عملیاتی روکه با حجمهای کم گرفتم رو  حتما براتون میگذارم                               بدرود…

عکس و فیلم

سلام دوستان قبلا قولشو بهتون داده بودم که عکس هایی رو از سفر برای ازمون 31 شهریور براتون میزارم که ببینید.حالا این چندتا رو براتون گذاشتم تخت جمشیدامید وارم ببینیتخت جمشیدد و حالشو ببرید.

سفر برای ازمون 31 شهریور

سلام دوستان . سفر یکی از مواردی است که برای هرکس در طول زندگی خواه ناخواه پیش می اید در این میان سفر را معمولا مردم با اختیار انجام میدن ولی بعضی از سفرها هم ناخاسته پیش میاد. بذارید همین جا قبل از ادامه مطلب براتون بگم که من در حال نوشتن کتابی تحت عنوان سیاحت هستم البته اسمش رو شاید همین بذارم ممکن هم هست که عوضش کنم.انشاله هروقت تکمیل شد خبرتون میکنم. اما حالا حالاها منتظرش نباشید ممکنه چهار پنج سالی طول بکشه.خوب بگذریم کجا بودیم؟اهان داشتم میگفتم بعضی سفرها اجبارا برای انسان پیش میاد. ادامه مطلب »

روش فرا گیری زبان

هرکسی در اموزش و یا فرا گیری روشی رو می پسنده من

باید بگم که روش اموزش نصرت رو باش کار کردم و دیدم واسه

من بهتره البته شما هم میتونید نظر بدید و در نهایت یک روش

رو انتخاب کنیم.هرچی زود تر شروع کنیم مسلما زودتر هم

به نتیجه میرسیم.امیدوارم استقبال کنید من منتظرم.

فرا گیری زبان انگلیسی

سلام دوستان. من علاقه زیادی به فراگیری زبان انگلیسی دارم

از کلیه کسانی که دوست دارن باهم زبان انگلیسی رو کار کنیم

دعوت میکنم بیاید باهم مکالمه کنیم 

 

چند عكس جالب

این تصاویر که ملاحظه میکنید توسط یکی از دوستان بدستم رسید که دیدم حیفه شما نبینید و از اونجایی که دیدم اگه اینجا بذارمشون برای تعداد بیشتری از عزیزان قابل دسترسی  میشه دیگه از ایمیل کردنشون برای دوستان صرف نظر کردم ادامه مطلب »

آغاز به کار

باسلام و عرض تبریک ایام الله عید سعید فطر و عرض تسلیت بمناسبت فرا رسیدن هشت شوال سالروز تخریب و هتک حرمت نسبت به قبور ائمه در قبرستان بقیع در ابتدا باید از زحمات جناب اقای دکتر هردان که در ایجاد و به ثبت رساندن این وبلاگ نقش اول را داشته  کمال تشکر و قدر دانی را داشته باشم.
اما نسبت به سایر دوستان انشالله سعی میشود در این وبلاگ نوشته ها و تصاویر جالب و دیدنی و بعضی رویدادهای خاص  به معرض دید گذاشته شود که نظر به ان خالی از لطف نخواهد بود.